|
مهربون من دو سال پيش تو يه شب مهتابی مثل امشب، آرام چون مسافری از راه دور اومدی و بر كرسيه قلبم نشستی، شدی حاكم بی چون و چرای قلب نازكم و بر احساسم حكمرا شدی
از عشق و مهربونی گفتی و من به نغمه های پرمهر تو روشن شدم...دل دادم و دل سپردم...
شاهزاده ی قصر بلورين قلب شيشه ايم با اومدنت همه چی رنگ گلبرگ شقايق عاشق شد...
سپيده ی عشق از افق نيلگون آسمون دلم دزدكی به همه جا سرك كشيد و عطر صميميت ياسهای كبود تو
فضای خونه ی دلم پيچيد 
عشق تو خيمه زد تو صحرای وجودم و همه جارو گل افشانی كرد. نگاه گرم و عاشقت قلب تبدارمو آتيش زد. با تو عشق را شناختم و اين زيباترين متنی شد در دفتر خاطرات زندگی ام...
من راز عشقو توی گوش هميشه شنوای تو هر بامداد تا شامگاه هم چون چكاوك عاشق زمزمه میكنم.
با تو من دنيايی قده همه ی كهكشونهای خدا دارم....
با تو می تونم از روی هر جمله ی مهرآميز مشق كنم....
با تو می تونم پر بزنم تو آبيه آسمونها و برسم به ماه عاشقا....
با تو میتونم اميدی برای طلوع خورشيد فردا باشم و شبی پر از آواز ستاره های چشمك زن....
با تو می تونم روح گل سرخی باشم كه ميل به شكفتن در وجودش زبانه می كشه....
خودتو از من دريغ نكن اي همه ی وجود من....
نازنين شب های عاشقی ، تقويم زندگی يه سال ديگه به كوله بار خاطرات با هم بودنمون اضافه كرد و
اكنون در آستانه ی سومين سال عاشقی هستيم.
كاش توی اين شب مهم،كنارت بودم. تاجی از گلهای سفيد روی سرت ميزاشتم و يه عالم رز سرخ فرش
زير پات می كردم،سبد سبد ستاره می ريختم روی سرت،يه بوس كوچولو می كاشتم روی دستای سبز و
مهربونت،توی سياهيه شبه چشمای عاشقت زل می زدم و با نگاه تبدارم می گفتم كه تا آخرای دنيا از اون
هميشه های وفادار دوستت دارم و عاشقت خواهم ماند.
وقتی فكر می كنم كه چند تا شهر كوچيك و بزرگ و هزاران فرسخ فاصله مارو از هم دور كردن مثل ابر غم
گرفته پر ميشم از حادثه ی بارون ولی میدونم كه عشق پايان فاصله هاست و من صبر می كنم تا زمان
عاشقتر از عاشقی كه فاصله ها رو يك به يك از بين ببره.
خدای مهربونم ممنونم كه عشقو به ما هديه دادی و وجود مارو شايسته ی پذيرش اين هديه ی الهی
كردی.خدا جونم ممنونم كه يكی از فرشته های مهربونتو به من بخشيدی.
خدايا توی همه ی روزهای بی قراری بهمون آرامش بخشيدی. تكيه گاهی برای روزهای تنهايی و شونه هايی
محكم برای تحمل غصه ها و آغوشی باز برای اشكای گرممون بودی. نميدونم چطوری سپاسگزارت باشم كه
شايسته ی مهربونيات و بزرگيات باشه. خدای خوبم خيلي دوستت داريممم.
كمكمون كن تا خورشيد عشق فروزان تر از هر روز بر فراز آسمون زندگيمون بدرخشه و پرتوهای مهر و
محبتش بر همه ی ابعاد زندگیمون سايه گستر باشه.
آقاييه مهربون من شب كه از نيمه گذشت قرارمون لب دريا زير نور نقره ايه ماه بيدار
روی شن و ماسه های خيس ساحل
من بی تاب شنيدن تكرار دوستت دارم گفتن های خوش طعمتم
يه جوره عجيب دلتنگتم....يه جوره عجيب دوستت دارم....
يادت نره....يه جشن كوچيكه چهار نفره
فقط من....تو....ماه....و خدای آسمونها
|