سلام دوستای خوبم شطورین؟ ما هم خوبیم میسی که جویای احوالمون بودین و بهمون سر می زدین
خیلی دوس داشتم زودتر آپ کنم ولی افکارم خیلی پراکنده بود نمیتونستم به رشته ی تحریر دربیارمشون
(اواااااااااااا چه لفظ قلم شد )
خوب حالا بریم سر این روزایی که من نبودم یه هفته ی پیش عروسیه پسرخاله ام بود که مث داداش
بزرگمه خیلی عروسیه توپی بود همه نخورده مست بودن هر کی میومد وسط دیگه بیرون رفتنش با خدا
بود ولی من همش تو عروسی غصه میخوردم دلم میخواست آقایی بود و با هم می رقصیدیم آخه همه
زوجها با هم می رقصیدن و شاد بودن
بعد شام آهنگ سلطان قلبها رو زدن که عروس و داماد والس برقصن خواننده هه گفت : هرکی
دوس داره بیاد و با عروس و داماد همکاری کنه دخترخاله ی دیوونه ی منم دستمو کشید گفت بیا با هم
والس برقصیم چشام 4 تا شد : گم شو همه بهمون می خندن این آهنگ مال زوج هاست
با هزار بدبختی از دستش خلاص شدم شانس آوردم آهنگ زود تموم شد 
تامی خان که معرف حضورتون هست از همون اول مجلس خوابش میومد حتی یه بار رو صندلی خوابیده بود
همه هم با آخی و نازی نگاش می کردن . مامانشم که خواهر دوماد بود همش در حال رقص بود . آخرای
عروسی داشتم از سردرد میمردم و نشسته بودم تامی هم بغلم بود که شازده پسر تازه یادش اومده بود
عروسیه داییشه . همش میگفت بیا بریم برقصیم . تو یه آهنگ dj بردمش وسط (با تعجب نخونین تامی با وجود
سن کمش خیلی قشنگ میرقصه) ولی انگار میخ به پاهاش کوبیده بودن هی دستاشو میگرفتم میرقصیدم که
نه خیر اصن قصد نداشت یه تکونی به خودش بده آخرشم گفت خلاجت میکشم برگردیم خو؟ خلاصه هر دو
دست از پا درازتر برگشتیم و بسی مایه ی خنده ی حضار شدیم .
من عاشق رقص نورش شدم خیلی قشنگ بود یه مدلای خوشگل روی سقف و دیوارا مینداختن که هوش از سر آدم میپرید کیکشون که دیگه محشر بود عسک گرفتم در اولین فرصت که بریزم تو سیستم براتون
عسکشو میزارم کیکش 2 طبقه بود روی طبقه ی اولش یه باغچه ی کوچولو داشت داخل باغچه یه حباب
بود که به برق زدن و روشن شد بعد دو تا گل بزرگ مث پله کنار هم بودن و لبه هر گل یه قناری نشسته
بود این گلا در حقیقت آب نما بودن و آبی که توشون به گردش درمیومد قرمز بود دقیقا مث شراب روی
طبقه ی دوم هم یه گل بزرگ بود کنارشم یه زنگوله ی بزرگ به رنگ بنفش وایییییییییی منم میخوام کیکمون
آب نما داشته باشه
عروسی خیلی خوب بود و همه سنگ تموم گذاشته بودن.ولی اولای مجلس خواهر عروس یه سلیته بازی ای
درآورد اعصاب همه رو خورد کرد . دخترخاله ام م.ی.ت.ر.ا هنوز هندیکمو درنیاورده بود که خواهر عروس
گفت : دوماد به ما گفته دوستای عروس با موبایل فیلم نگیرن پس شما هم نباید بگیرین . م.ی.ت.ر.ا هم که
از گل نباید بهش نازکتر گفت ناناحت شد و گفت من میخوام برم . خاله ی منم به خواهر عروس گفت : اگه
م.ی.ت.ر.ا بره ما هم میریم. بعدشم بهشون محل نزاشت و فیلم گرفت . به خدا کل فیلم خودمون بودیم اصن
از اونا نگرفته بودیم . در ضمن اصن اون خانوم چطور مارو که فامیلای درجه ی 1 بودیم با دوستای عروس یکی
دونست؟ ما هیچ کدوممون با موبایل فیلم نگرفتیم چون این کارو دور از فرهنگ میدونیم ولی اونا با وجود اینکه
تذکر داده شده بود همه موبایلاشونو درآورده بودن و فیلم می گرفتن .
اینم خاطره ی عروسیه پسرخاله ام همیشه واسه عروسیش نقشه می کشیدیم چه زود تموم شد و رفت انتظار اومدنش خیلی شیرینتر بود
توی این روزا اتفاقای بدم برام زیاد افتاد که یکیش افتادن دوستم از پله های خونمون بود که متاسفانه دو تا از
دندوناش شکست و لبش پاره شد فداش بشم چقد ترسیده بود قربونت برم عزیزم خیلی دوستت
دارم همش دعا میکنم زودتر خوب بشی همش به مامانم میگم واست دعا کنه که جای هیچ کدوم از
بخیه هات نمونه
تو افتادن دوستم خودمو مقصر میدونستم چون من اصرار کردم بیاد خونمون و همش فک میکنم اگه اصرار نمیکردم اینطور نمیشد خیلی گریه کردم گله و شکایت کردم از خدا که چرا واسه دوستم همچین اتفاقی
افتاد که قربون خدا برم خوشش نیومد از شکایتم روز بعدش که با مامان خانوم رفته بودیم بیرون پاشنه ی
بوتم به جدول گیر کرد و با سر افتادم زمین ولی نگران نشین سرم به زمین نخورد فقط خیلی ناقابل زانوی
شلوار کتانم به زمین کشیده شد و پاره شد زانو و ساق پامم که ناجور زخم شد هنوزم با گذشت 10روز
زخم زانوی پام خوب نشده
عاقبت ناشکری و گلایه کردن به درگاه خدا همینه دیگه خدا زد پس کله م گفت: تا تو باشی دفعه ی بعد تو کار من دخالت نکنی
ولی ماجرای بدبیاریای من اینجا تموم نمیشه یه حادثه ای برام پیش اومد و سرم به شدت خورد به دیوار و خون
اومد جای نگرانی نیس چون خونش وحشتناک نبود فقط کف سرمو حسابی قرمز کرد باورتون
میشه همون لحظه خیلی ریلکس حتی بدون اینکه سرمو بشورم قرص خوردم و خوابیدم؟ شانس آوردم
موهام بلنده و باعث شد خون به بالشتم منتقل نشه واالا مامان خانوم پوستمو میکند اگه آقاییمو نداشتم
دق میکردم از غصه آخه به خونواده ام هم چیزی نگفته بودم آقایی خیلی هوامو داشت همیشهههه
هوامو داره ها ولی این روزا فرق میکرد
پ.ن 1: دیگه تا همینجا بسه دیگه دوستای گلم خو؟ اگه بخوام مو به مو بنویسم خیلی زیاد میشه
پ.ن 2: من هنوزم عسک آدم برفیامونو نزاشتم,تا زمستون خدافظی نکرده میزارمشون قول مردونه میدم
پ.ن 3: مهلبون جونم چرا بی خبر رفتی؟نمیگی نگرانت میشیم؟عسیسم یه خبری از خودت بده خانومی
توهم زدگی: چشامو می بندم و میرم کنار دریا . دستای آقایی تو دستمه و صدای قشنگ خنده هاش تو
گوشم.به آقایی میگم کفشامونو دربیاریم میخوام پاهامون خنکی و خیسیه ماسه هارو لمس کنه اونقد میدویم
تا خسته بشیم . میشینیم روی تخته سنگا و به هجرت خونین خورشید خیره میشیم . چقد سکوت ما پرحرفه
یه بند داره داد میزنه تو خودش هزار حرف نگفته داره آقایی یکی از اون لبخندای دلرباشو پیشکشم میکنه وای
دیوانه میشم توی آغوش گرمش جایی برای خودم باز میکنم همونجا که همیشه رزرو منه . آقایی جونممم چرا
خورشید اینقد غمگین خدافظی میکنه؟ یهنی آخر همه چی جدایی و خدافظیه؟ نه عشق من خورشید از
خودش میگذره تا به عشق حقیقی برسه اون به ماه فرصت تابیدن میده خورشید هیچ وقت امید خودشو از
دست نمیده و هر صبح دزدکی رو گونه های ماه بوسه می کاره و پر میشه از انرژی راز عشق و دوس داشتنو
از اون بالا تو گوش همه ی عاشقای دنیا میخونه : باید عاشق بود همیشه عاشق باید صبر داشت باید
توکل کرد به خالق هستی باید ناامیدی رو روسیاه کرد باید از مشکلات درس گرفت باید با کمک هم
سنگارو دونه دونه برداشت باید ردپای عشق و محبت رو دنبال کرد تا برسیم به ابدیت باید از خود گذشت
و به دیگری رسید
الهی نوشت:خدا جونم ممنونم به خاطر این نفس هایی که تو ریه های خودم و عشقم و خونواده ام و دوستام
میاد و میره و یادآور میشه که هنوز زنده ایم و باید از زیباییها لذت ببریم سلامتی رو که بزرگترین نعمته از
ما دریغ نکن خدایا عاشقتممممممم
به آقایی نوشت:از هر جا شروع کنم آخرش به تو میرسم چطور میتونم از یادت ببرم وقتی همه چی به تو ختم
میشه, نفسای من به نفسای تو بسته ست وایییییییی آقایی تو چقد خوبی که نزاشتی دیشب اصن
بترسم اصن فکرشم نمیکردم بتونم بدون گریه کردن بخوابم اولین تجربه ی تنها موندن توی خونه خیلییییییی
شیرین بود امروز مامان اینا که برگردن احتمالا وقتی بشنون من تنها بودم دو تا شاخ به درازای دو متر سبز
میشه رو سرشون به خاطر تمام این لحظه هایی که سعی میکنی خیلییییی قشنگ باشه و هروقت زنگ
میزنی با حرفا و کارات از ته دل شادم میکنی ممنونتم همه ی دنیای من عاشقتم به خودم میبالم
که فرشته ی مهربونی چون تورو دارم دومست دالم ملوسکممممم
روزهای پایانیه سال 87 برای ما با تب و تاب عاشقی می گذره آرزو میکنم واسه همه ی دوستای
خوبم و واسه همه ی عاشقای دنیا به زیبایی بگذره
|