|
شلام . خوفین ؟ سلامتین ؟ نماز روزه هاتون قبول . اااااااااا یادم رفت خودمو معرفی کنم . اینقدر
که هولم و و خوشحال .
سلام دوستان . من خانوم . آقا کوچولوم بهم میگه خانوم گلی . شما می تونین هر چی دوس
دارین صدام کنین 
امشب اولین شب آغازه ، آغاز نوشتن یه دنیا خاطره . واوووووووو چه موقعی حس نوشتنم گل کرده، درست
وقتی که درسو شروع کردم . 
من و آقایی 1 مرداد 86 دستامونو گذاشتیم تو دستای هم و پیمان دوستی بستیم ( هنوزم وقتی یاد اون روزا
می افتم کلی می خندم بین خودمون باشه یه روزی می گم چی شد قراره اینجا دیگه صادق باشیم مگه نه
؟ )
به هم قول دادیم همدل ، یکرنگ ، وفادار، صادق ،فداکار و با گذشت باشیم و دل هیچ کسی رو نشکنیم نزاریم
سوء تفاهم ها توی دل هامون بزرگ و بزرگ بشن و مارو از هم دور کنن و از همه مهمتر یادمون نره که خدا
همیشه با عاشقاست و دوسمون داره . حالا من و آقاییم می خوایم لحظه های شیرین و تلخ دوستیمونو تو این
محیط عاشقونه ثبت کنیم تا یه روزی ا ز خوندن شادیهامون شاد بشیم و با خوندن غصه هامون اشک
بریزیم آقا کوچولو یه خواهش بزرگ دارم اگه یه روزی منم نبودم بیا اینجا و بنویس 
شاید نتونم زود زود بیام و آپ کنم ولی از طرف آقا کوچولو قول میدم ااااااااااا چرا اینطوری نگام می کنی ؟
می دونم که می آی . هوممممممممممم ؟ 
یه خاطره ی کوچولو می تعریفم بعد دیگه لالا 
چند روز پیش یه انسان عزیز و دوست داشتنی از شهرآقایی زنگید منم جواب ندادم . ااااااا خوب نمی شناختم
با خودم می گفتم : هی خانومی یعنی کی می تونه باشه این وقت روز 
منم که از اون کوچول موچولیام معما دوس داشتم یه ذره بین دستم گرفتم تا این رازو که معضل اجتماعی
شده بود کشف کنم ( کاراگاه از دایره ی قتل های زنجیره ای )
عجله نکنین الان می گم چی شد ؟ 
اولین فرضیه : شاید گوشیم قاطی کرده و شماره ی خونه ی آقایی از حافظه پاک شده وواسه همین وقتی زنگیده
اسمش نیومده ( این فرضیه به خودیه خود رد میشه چون طفلک گوشیم سالمه سالم بود )
فرضیه دوم : شاید یکی از اعضای خانواده ی آقا کوچولو می زنگید واووووو داستان داره جنایی می شه 
و اما آخرین فرضیه که به حل معما و دستگیری عامل پرونده خانوادگی کمک شایانی کرد .
به داداشیم اس ام اس دادم . ـ داداش توییییییی؟ نه ؟؟!!! س کیه ؟؟؟
- نگران نباش حتما آقا کوچولوباز شیطنتش گل کرده .
منم دیگه  این شکلی شده بودم شانس آوردم کار به آب شدن نکشید 
-آقایییییی کجایی تو - تو لباسم
- این شماره رو می شناسی ؟ - آره
- لوسسسس تویی؟  
بله پروفسور کوچولو داشتن آزمایش می کردن که آیا با سیستم هم امکان برقراری تماس وجود داره یا نه ؟ 
- همین ؟ آره دیگه همین !!! 
این پست برام خیلی خیلیییی سخت بود . نمیدونم شاید همیشه شروع سخته . آقای من پست بعدی یادت نره
هاااااااا  
لبتون خندون دلتون شاد . 
خدا جون همه ی عاشقارو به هم برسون . ( اینم از دعای وقت خواب )
  
|